عرفان نظرآهاری

لیلی زیر درخت انار نشست.

درخت انار عاشق شد،گل داد،سرخ سرخ.

 

گلها انار شد،داغ داغ.هر اناری هزار تا دانه داشت.

دانه ها عاشق بودند،دانه ها توی انار جا نمی شدند.

انار کوچک بود.دانه ها ترکیدند.انار ترک برداشت.

خون انار روی دست لیلی چکید.

لیلی انار ترک خورده را از شاخه چید...

مجنون به لیلی اش رسید.

 

خدا گفت:راز رسیدن فقط همین بود.

کافی است انار دلت ترک بخورد.

 

از کتاب:((لیلی نام تمام دختران زمین است)) 

درباره خانم نظر آهاری:متولد سال 53 تهران است و دکترای زبان و ادبیات است کتابهایش جایزه های زیادی رو برده.

من عاشق کتاب چای با طعم خدا از ایشونم،کلی حس خوب تو این کتاب هست حتما بخونیدشتشویق

 

/ 3 نظر / 31 بازدید
S.A

عمریست نشسته ام پای لرز خربزه هایی که هیچوقت یادم نمیاد کی خوردمشان[ناراحت] موفق باشی عزیزم[قلب][ماچ]

فاطمه

خدای من! چای با طعم خدا [قلب] چه خوشمزه!