معرفی یک یار مهربان

وقتی داشتم با ذوق به قفسه ی مربوط به کتاب شعرِِمرکز کتاب محله نگاه میکردم

رنگ زرد قناری کتابی بهم چشمک زدخوشمزه

 

 

 

که پشت جلدش(یکی از مطالب داخل کتاب)نوشته بود:

در چین اگر خانواده ای بیش از یک بچه به دنیا بیاورند،

باید اسم بچه دوم را بگذارند از دست رفته.

اسم بچه سوم را بگذارند بدشانسی بزرگ.

از بچه چهارم به بعد والدین باید اسم خودشان را عوض کنند.

اسم مرد را بگذارند:شل مغز.اسم زن را بگذارند:تولیدی.

بچه چهارم را هم ول کنند تا اسمش بشود نیو فولدر.


 

 

با اینکه کتاب جالبی بود ولی یه دختر 16 ساله منو از خریدش منصرف کردمتفکر

/ 6 نظر / 4 بازدید
فاطمه

میدونستی خیلی مهربونی تابان؟ کامنتت یه دنیا انرژی داد بهم [پلک][ماچ]

SABA

حتما اون دختر16 ساله یه چیزی می دونسته[افسوس]

S.A

حوصلم سر رفت اپ کن دیگه

فاطمه

ولی کتاب ِ قشنگی به نظر میادها [عینک]

mobina

سلام ممنون که به وبم سر زدین . وبلاگ خیلی زیبایی دارین من با اجازه لینکتون میکنم اگه دوست داشتین منو لینک کنین . مرسی دوست خوبم.[چشمک]

mobina

بهار كه‌ بيايد، ديگر رفته ‌ام. بهار، بهانه‌ رفتن‌ است. حق‌ با او است‌ كه‌ مي ‌گفت: رفتن‌ زيباتر است، ماندن‌ شكوهي‌ ندارد؛ آن‌ هم‌ پشت‌ اين‌ سنگريزه‌ هاي‌ طلب. گيرم‌ كه‌ ماندم‌ و باز بال ‌بال‌ زدم، توي‌ خاك‌ و خاطره، توي‌ گذشته‌ و گل. گيرم‌ كه‌ بالم‌ را هزار سال‌ ديگر هم‌ بسته‌ نگه‌ داشتم، بال ‌هاي‌ بسته‌ اما طعم‌ اوج‌ را كي‌ خواهد چشيد؟....(عرفان نظر اهاری)[گل]