دل نوشته های یک دختر پاییزی

خانه ای کوچک برای روزمرگی هام

معرفی یک یار مهربان

وقتی داشتم با ذوق به قفسه ی مربوط به کتاب شعرِِمرکز کتاب محله نگاه میکردم

رنگ زرد قناری کتابی بهم چشمک زدخوشمزه

 

 

 

که پشت جلدش(یکی از مطالب داخل کتاب)نوشته بود:

در چین اگر خانواده ای بیش از یک بچه به دنیا بیاورند،

باید اسم بچه دوم را بگذارند از دست رفته.

اسم بچه سوم را بگذارند بدشانسی بزرگ.

از بچه چهارم به بعد والدین باید اسم خودشان را عوض کنند.

اسم مرد را بگذارند:شل مغز.اسم زن را بگذارند:تولیدی.

بچه چهارم را هم ول کنند تا اسمش بشود نیو فولدر.


 

 

با اینکه کتاب جالبی بود ولی یه دختر 16 ساله منو از خریدش منصرف کردمتفکر

[ ٥ شهریور ۱۳٩٢ ] [ ٩:٠٤ ‎ب.ظ ] [ تابان ] [ حرف دل () ]


عرفان نظرآهاری

لیلی زیر درخت انار نشست.

درخت انار عاشق شد،گل داد،سرخ سرخ.

 

گلها انار شد،داغ داغ.هر اناری هزار تا دانه داشت.

دانه ها عاشق بودند،دانه ها توی انار جا نمی شدند.

انار کوچک بود.دانه ها ترکیدند.انار ترک برداشت.

خون انار روی دست لیلی چکید.

لیلی انار ترک خورده را از شاخه چید...

مجنون به لیلی اش رسید.

 

خدا گفت:راز رسیدن فقط همین بود.

کافی است انار دلت ترک بخورد.

 

از کتاب:((لیلی نام تمام دختران زمین است)) 

درباره خانم نظر آهاری:متولد سال 53 تهران است و دکترای زبان و ادبیات است کتابهایش جایزه های زیادی رو برده.

من عاشق کتاب چای با طعم خدا از ایشونم،کلی حس خوب تو این کتاب هست حتما بخونیدشتشویق

 

[ ۱٠ اسفند ۱۳٩۱ ] [ ۸:۱٩ ‎ق.ظ ] [ تابان ] [ حرف دل () ]