دل نوشته های یک دختر پاییزی

خانه ای کوچک برای روزمرگی هام

خوب بودن مثل خ!

عنوانم یکهوویی به مغزم الهام شد و نصب شد اینجا

همیشه تا قبل از دست به کیبرد شدن کلی متن و داستان حتی اتفاق جالب تو ذهنم چیده میشه ولی وقت نوشتن وسواسی میشم و مثل یکی از خاله فامیل به سوراخ های جوراب مورچه های کلمات متن هم گیر میدم و تک تکشون رو بازجویی میکنم.

.

.

.

.

.

.

امروز یه جمله طلایی از ملکه فامیل شنیدم که باعث شد....

ولش کن جمله رو بخون و حست رو بگو:

فرشتهانقده معجزه ها در راهه که داره میاد به سمتمونفرشته

 

[ ٢٢ تیر ۱۳٩۳ ] [ ۱۱:۱٩ ‎ب.ظ ] [ تابان ] [ حرف دل () ]


یه نعمت بزرگـــــــــــــــــــــــــ

وقتی که از پشت گوشی صدای خندهقلبمامان بزرگتقلبرو میشنوی

و

هزار بار بیشتر عاشقش میشوی

و

ده هزار بار بیشتر عاشقماچبانیماچاین خنده

 

 

 

 

+از خوشی های ظهر چهارشنبه دختر پائیزی

[ ۱۳ آذر ۱۳٩٢ ] [ ۱:٢٠ ‎ب.ظ ] [ تابان ] [ حرف دل () ]


درس نامه هایی از سوی ملکه ام

کاشی نوشتی دیگر

و

عالی ترینش 

[ ٢٤ شهریور ۱۳٩٢ ] [ ۱۱:۱٥ ‎ب.ظ ] [ تابان ] [ حرف دل () ]


دست نوشته ای از ملکه خانواده ما

 

با اینکه تحصیلاتش یه دیپلمه که اونم با وجود کلی مشغله فکری گرفته 

ولی

سطح فکر و برخوردش با مسائل بهتر از صدتا فوق لیسانس امروزیه

با انرژی مثبتش کاری کرده که همه عاشقش شدن

برای من که یه مدت باهاش زندگی کردم و پای درد و دلام نشسته و همیشه بهترین راه رو جلو پام گذاشته بهترین دوسته 

امیدوارم سایه اش حالا حالا ها رو سرمون باشهفرشته 

با نوشتن جمله های قشنگ روی کاشی هر دفعه غیر مستقیم به یکی از ما یه درس بزرگ میده

مثلاین که چند روز پیش ثبت شد

 

-مرسی به خاطر تمام درسهایتقلبماچ

 

*حالا حالا ها یعنی وقتی دور و برم رو نوه،نتیجه های قد و نیم قد گرفتنخیال باطل

[ ۳ شهریور ۱۳٩٢ ] [ ٢:٠۸ ‎ب.ظ ] [ تابان ] [ حرف دل () ]