دل نوشته های یک دختر پاییزی

خانه ای کوچک برای روزمرگی هام

با خواندنش آرامش به مهمانی دلم می آید...

کاش چون نای شبان می خواندم 

به نوای دل دیوانه تو

خفته بر هودج مواج نسیم     

می گذشتم ز در خانه  تو

کاش چون پرتو خورشید بهار

سحر از پنجره می تابیدم

از پس پرده لرزان حریر 

 رنگ چشمان تو را میدیدم

[ ٧ اسفند ۱۳٩٢ ] [ ٩:۱٤ ‎ب.ظ ] [ تابان ] [ حرف دل () ]