دل نوشته های یک دختر پاییزی

خانه ای کوچک برای روزمرگی هام

آپ دیت علاقه هایم!!!

از وقتی یادمه به صورت وحشتناکی رنگ صورتی رو بدجور دوست داشتم
به طوری که حتی فنچهای فامیل هم منو با پلنگ صورتی معروف و سیگار درازش و از همه مهم تر آهنگش رفیق فاب(خیلی ادبیات این کلمه لههنیشخند) میدونستن و احوالاتش رو ازم میپرسیدن...

به لطف کلاس زبان های زورکی و همراهیه دخترخاله با یه رنگ خاص آشنا شدم و اونم زرد بود.

البته این انتخاب کلی منطق پشتش بود و اون تعصبات کودکانه رو دیگه نداشت.

بعضی منطقا رو تو آسودگی های خوابگاهیم نوشتم که قرار بود به اینجا سنجاق شه

حالا میتونید تو پست بعد ببینینشمژه

[ ۱٠ آبان ۱۳٩۳ ] [ ٧:٥٩ ‎ب.ظ ] [ تابان ] [ حرف دل () ]