دل نوشته های یک دختر پاییزی

خانه ای کوچک برای روزمرگی هام

بهترین کادو دنیا

به محض دیدنش یه دفعه همه جا تار شدقلب

فقط عشق پاک بچگی می تونه یه سیم رو تبدیل به یه همچین گنجی بکنهفرشته


دنباله حرفام
[ ۱٩ اردیبهشت ۱۳٩۳ ] [ ٥:٤٧ ‎ب.ظ ] [ تابان ] [ حرف دل () ]


لب خوانی های قزل آلای من(3)

همواره گوش به زنگ باید بوده باشی

عشق

خانه به خانه به در می کوبد

دور می شود.

شمس لنگرودی

[ ۳ اردیبهشت ۱۳٩۳ ] [ ٦:٥٤ ‎ب.ظ ] [ تابان ] [ حرف دل () ]


رادیو7 بهاری^_^

بهار شده....

این روزا،روزای تمرین مهربونیه

و دیگه به هیچ عنوان کلاس جبرانی تشکیل نمیشه!

 

 

 

با صدای الهام کردا و پریوش نظریه شنیدنش حس خوبی داشتفرشته

 

 

[ ٢٠ فروردین ۱۳٩۳ ] [ ۳:۱۸ ‎ب.ظ ] [ تابان ] [ حرف دل () ]


رُند سالگی :)

امسال با همه سالهای گذشت فرق داشت

امسال با همه سلول هام افزایش سن رو حس کردم

بماند که بنا به رسم روزگار همه،حتی اونایی که کمترین برخورد رو باهاشون داشتم(تو جمع آشناها رو میگم) از تغییرات به شدت واضح رفتارم میگفتن و.....

اتفاق هایی که از چند روز قبل تا چند روز بعد از ---- سالگی رخ داد یه جورایی شک آورانه فرق اساسی این بزرگ شدن رو گوش زد کردابرو

و من خوشحال و کمی سردرگم از کشفیات جدیدم

هوار بار بیشتر از داشتن این همهماچمهربونماچدور و اطرافم ذوق زده شدم

تازه به لیست مهربونام چندتا مهربون خوابگاهی هم اضافه شد...

و فهمیدن بودن و داشتنشون چه نعمت بزرگیهقلب

 

از کادویی که خودم به خودم دادم خیلی ذوق کردم و به لطف بقیه به بهترین نحو ازش استفاده بردمهورا

 

امیدوارم تجربیات رندسالگی ام بیشتر با لبخند همراه باشه....

 

با دیدن این خیلی ذوق کردم

و این یکی

خیلی برام عزیزه فقط هم به

 خاطر قلبهدیه دهندهاشبغل

 

 

 

+گفتم:چقدر احساس تنهایی می کنم…

                                           گفتی:من که نزدیکم! (بقره آیه ۱۸۶)

 

نمی دونم از کجا کپی اش کردم،شرمنده

 

[ ٢٩ آذر ۱۳٩٢ ] [ ٧:٠٠ ‎ب.ظ ] [ تابان ] [ حرف دل () ]


اثر هنری من و فسقل

[ ٢٢ آذر ۱۳٩٢ ] [ ٥:٥٥ ‎ب.ظ ] [ تابان ] [ حرف دل () ]


مسرور شدم

ما جزو آن دسته از جوانانیم که عشقمان کتاب است

و عاشق

شهر و

نمایشگاه و

مرکز کتاب هستیم.

 من و عشقم و آغوشش 

 

[ ٢٤ شهریور ۱۳٩٢ ] [ ٤:۱۸ ‎ب.ظ ] [ تابان ] [ حرف دل () ]


معرفی یک یار مهربان

وقتی داشتم با ذوق به قفسه ی مربوط به کتاب شعرِِمرکز کتاب محله نگاه میکردم

رنگ زرد قناری کتابی بهم چشمک زدخوشمزه

 

 

 

که پشت جلدش(یکی از مطالب داخل کتاب)نوشته بود:

در چین اگر خانواده ای بیش از یک بچه به دنیا بیاورند،

باید اسم بچه دوم را بگذارند از دست رفته.

اسم بچه سوم را بگذارند بدشانسی بزرگ.

از بچه چهارم به بعد والدین باید اسم خودشان را عوض کنند.

اسم مرد را بگذارند:شل مغز.اسم زن را بگذارند:تولیدی.

بچه چهارم را هم ول کنند تا اسمش بشود نیو فولدر.


 

 

با اینکه کتاب جالبی بود ولی یه دختر 16 ساله منو از خریدش منصرف کردمتفکر

[ ٥ شهریور ۱۳٩٢ ] [ ٩:٠٤ ‎ب.ظ ] [ تابان ] [ حرف دل () ]


پسرخاله در صدر عشق هایمان قرارگرفت :)

اول یه دقه عمیق نگاش کنیدماچ

 

آوازی که پسرخاله و رفقای بناش تو دورهمی هاشون با هم میخونند:

از پشت بوم،از پشت بوم

از پشت بوم عشق تو افتادم و قورقامبله کردم

هی عین غلاغ غار،غار غارقنه کردم

.

.

دست دست دســــــــــــــت

.

.

با پلخمون نگات چغوک دلمو زدی

تو منو گولم زدی

دست به این کلام زدی

 

 

 فکر کنم تو این تابستون کل مجموعه عید 92 رو چند بار دیدم 

و هر بار هم کلی انرژی گرفتمخوشمزه

 

 

[ ٢ شهریور ۱۳٩٢ ] [ ۱٢:٢٦ ‎ب.ظ ] [ تابان ] [ حرف دل () ]


دلتنگی + بهارانه

 

عشق

یعنی که ما باور کنیم

یک دل دیگر ارادتمند ماست 


 

معشوقه عکس خویش در آیینه دید و گفت

                                          بیچاره عاشقی که بود پای بست ما

 

دلم برای کلاس ادبیات خیلی تنگ میشه...گریه

پیشنهاد بهاری:اگه تونستی یه سر به پارک محلتون بزن،بد جور حس خوب بهت تزریق میشهتشویق

[ ۳٠ اردیبهشت ۱۳٩٢ ] [ ٩:۱٤ ‎ق.ظ ] [ تابان ] [ حرف دل () ]