دل نوشته های یک دختر پاییزی

خانه ای کوچک برای روزمرگی هام

...

چرا رابطه من و درک مرگ اصلا اصلا خوب نیست؟؟؟ناراحت

[ ۱٠ مهر ۱۳٩۳ ] [ ٢:٤۱ ‎ب.ظ ] [ تابان ] [ حرف دل () ]


احوالات یه دقیقه نودی

 

اینجا چقدر گرد و خاک گرفتهزبان

باید همین روزا یه تکون اساسی بهش بدمخیال باطل

 

یه مقاله گردن کلفت*،خلاصه کتابی که همه فامیل از نوشتنش مطلع شدن،چهار تا جزوه،دو دست لباس منتظر برای اتو و کلی وسیله که وسط اتاق جشن گرفتن و خیال مرتب شدن ندارند باعث مشغولیت ذهنی دختریه که پنج روز بیشتر با تعطیلات فاصله نداره.

 

+دلم برای همه خاطرات مزخرف سه ماهه پادگان و اخلاقای مزخرف تره هم سنگریهام

خیــــــــــــــلی تنگ میشهگریهنگران

 *تیکه کلام یه بابای سفر کرده...

 

من و خواهــــــــــر قلی  شایدم  دریا و پریسا

 _خنده آرامبخشی است بدون اثرات جانبی.

[ ۱٦ خرداد ۱۳٩٢ ] [ ۸:٥٧ ‎ب.ظ ] [ تابان ] [ حرف دل () ]