دل نوشته های یک دختر پاییزی

خانه ای کوچک برای روزمرگی هام

روز اثبات یه حس قویه دخترونه

ساعت گوشه مانیتور بیست دقیقه مانده به نیمه شب را نشان میدهد.

این ساعت در خانه ما زمان شخصی افراد محصوب میشود و هر کس در لاک شخصی اش فرو میرود.

اصلا بگذار جور دیگه ای بگوییم به دور از دنیا دنیا مقدمه حوصله سر برمنتظر

امروز دقیقا دو ماه از دست از تدریس کشیدن رسمی بابا میگذره و اخلاق تغییر کردش رو به خوبی میشه حس کرد.

امروز روز شلوغی بود.از همان صبح ساعت نه ای که بدو از خواب بیدار شدم و با خانواده زدیم به اتوبانهای باران زده شب قبل تا همین چند دقیقه پیش سر زدن به صفحات مختلف.

بحث همیشگی و اختلاف نظر جدیدا اظهار شده بین من و بابا در امر پر تنش راندن اتومبیل شخصــــــــــــــــــــــی 

و ریختن چیلیک اشک هایم باز هم از سر مقابله نکردن با خودکنترلی نداشته امگریه 

 

من با کوبیدن در ماشین ناراحتی ام را بیان کردم

و

او با پیام دادن در زمان لاک شخصی افراد خونه ما

بدجور از دلم درآورد

با اشک برایش نوشتم:

منم دوستت دارم با تمام اختلاف نظرهایمان 

و

در آخرین لحظات قبل از خواب سند شد

.

.

.

برای تمام باباهای دنیا

سر سوزنی خوش اخلاق بودن خواسته بزرگیست؟

[ ۱ اسفند ۱۳٩۳ ] [ ۱۱:٤٠ ‎ب.ظ ] [ تابان ] [ حرف دل () ]


روز اثبات یه حس قویه دخترونه

ساعت گوشه مانیتور بیست دقیقه مانده به نیمه شب را نشان میدهد.

این ساعت در خانه ما زمان شخصی افراد محصوب میشود و هر کس در لاک شخصی اش فرو میرود.

اصلا بگذار جور دیگه ای بگوییم به دور از دنیا دنیا مقدمه حوصله سر برمنتظر

امروز دقیقا دو ماه از دست از تدریس کشیدن رسمی بابا میگذره و اخلاق تغییر کردش رو به خوبی میشه حس کرد.

امروز روز شلوغی بود.از همان صبح ساعت نه ای که بدو از خواب بیدار شدم و با خانواده زدیم به اتوبانهای باران زده شب قبل تا همین چند دقیقه پیش سر زدن به صفحات مختلف.

بحث همیشگی و اختلاف نظر جدیدا اظهار شده بین من و بابا در امر پر تنش راندن اتومبیل شخصــــــــــــــــــــــی 

و ریختن چیلیک اشک هایم باز هم از سر مقابله نکردن با خودکنترلی نداشته امگریه 

 

من با کوبیدن در ماشین ناراحتی ام را بیان کردم

و

او با پیام دادن در زمان لاک شخصی افراد خونه ما

بدجور از دلم درآورد

با اشک برایش نوشتم:

منم دوستت دارم با تمام اختلاف نظرهایمان 

و

در آخرین لحظات قبل از خواب سند شد

.

.

.

برای تمام باباهای دنیا

سر سوزنی خوش اخلاق بودن خواسته بزرگیست؟

[ ۱ اسفند ۱۳٩۳ ] [ ۱۱:٤٠ ‎ب.ظ ] [ تابان ] [ حرف دل () ]


یکی از اون پنجشنبه های خاص

دیدن اولین آسمون برفی امسال

خوندن هفته نامه دوست داشتنی دوران نوجوونی

لذت بردن از گفت و گوی منصور ضابطیان و شایان 3 ساله

تمییزکاری مادر و دختری

پیدا کردن پاستیل بین کیسه های خرید

عمل کردن به قولم(به بابا) بعد از مدتها

تمرین آواز(ســــــــــلفژ)

دوست مهربون بودن برای یه دختر

و

خوردن بستنی وقتی چسبیدی به بخاری

همشون حسی مثل حس این عکسه بهم دادند

nice

 

+توصیفاتم با تصویر و صدا همراهه...

[ ۱٤ آذر ۱۳٩٢ ] [ ٧:٠٠ ‎ب.ظ ] [ تابان ] [ حرف دل () ]


شاید خدا در تن صدای کودکیست :)

 

 

خدایم چه قدر شیرین مرا به آرامش دعوت کرد...

 

 


دنباله حرفام
[ ۳٠ شهریور ۱۳٩٢ ] [ ٢:۳٠ ‎ب.ظ ] [ تابان ] [ حرف دل () ]


حالا که گریه دوای دردمه،چرا چشمم اشکشو کم میاره

دلم یه تونل طولانی تاریک میخواد

و باز پیشنهاد بابا که:کی می تونه بلندتر جیغ بزنه؟

و من که دق و دلی همه این دلتنگیها و گرفتگیهای روزگار را سر دیوارهای سنگی و سیاهش خالی کنم...

.

 .

.

.

.

- به سالروز پرواز بزرگ مردی نزدیک میشوم که خورشید هر روز دیرتر از او بیدار می شد اما زودتر از او به خونه برمی گشت.

-مامانم رو بدجور یاد اون مهربون میندازه: اونکه رفته...

 

[ ٢٩ شهریور ۱۳٩٢ ] [ ۱۱:٥۱ ‎ب.ظ ] [ تابان ] [ حرف دل () ]