دل نوشته های یک دختر پاییزی

خانه ای کوچک برای روزمرگی هام

از احوالات شروع تعطیلات

غمگینم همچون...

دختری که سفرش  با تنها دختر خاله دلقکش

به صورت کاملا یکهویی 

بهم میخورد!!

[ ٤ تیر ۱۳٩٤ ] [ ۱٠:۳۱ ‎ب.ظ ] [ تابان ] [ حرف دل () ]


از دلایل عاشقش بودن

حس و حال فوق العاده ایه وقتی یهویی نگاه به یادداشت های رو دیوار میکنی و دست خط واقعا دکتریشوووو میبینی و لبخند روی لبت تا بغل گوشت بالا میادفرشته

به خاطر این حس های ناب متصاعد کننده ی ناگهانی شه که چشم رو بعضی بد اخلاقی های ساعتیش که علتش جا به جا شدن هورمونهاشه میبندی و باز بهترین ها رو براش می خوای

شیفته دلقک بازیاش میشی حتی وقتی میبینی به خاطر کم عقلی از یه خنگ تر از خودش حمایت میکنه یا از دور و وریای دلقک تر از خودش با آب و تاب حال به هم زنی حرف میزنهابله

ماچ

 

قلب

 

فرشته

 

بغل

  

به خدا جو نگرفتتم همیشه همین قدر عاشقشم ولی بیشتر اوقات این حس ها بروز نمیکنه...

هر 360روز یک بار از دستم در میره و فوران میشه به صفحه ی این مکان دوست داشتنی^_^

[ ۸ شهریور ۱۳٩۳ ] [ ٩:٢٠ ‎ب.ظ ] [ تابان ] [ حرف دل () ]