دل نوشته های یک دختر پاییزی

خانه ای کوچک برای روزمرگی هام

یاد ایامی که در گلشن نگاری داشتی...

وقتی برای بار هزارم از مهسای یک هفته و به خاطر هفته چندش ولی با لذتِ امتحانات خوابگاهی شده جلو 8 متفکر اتاق خواهش می کنی که تو خوابگاه صورتش رو با حوله خشک نکنه و بسپرتش به دست هوای موجود.

یا

بهش بگی تو رو خدا سه ساعت پشت در کوچیکه سلف واینسته و به بیابان اونجا نگه بوته زار کچل و حس شاعریش گل نکنه و آبروی چنذد ترم جمع شده اتاق رو نبره.

یعنی خوابگاه به غیر از بخش عمده نچسب بودنش یه دلگرمی های فسقل شاد کننده روحم داره...

قلبقلبقلبقلبقلب

 

 

 

+به زودی زود فایل صوتیش رو الصداق میکنم بهشنیشخند...

[ ٧ تیر ۱۳٩٤ ] [ ٥:٥٤ ‎ب.ظ ] [ تابان ] [ حرف دل () ]