دل نوشته های یک دختر پاییزی

خانه ای کوچک برای روزمرگی هام

یه کله تخم مرغیه خنده رو...

خلاقیت وار

«وسط کنفرانس جمعیت

وقتی تلفن استاد زنگ خورد بین چک نویسهام ظاهر شد»

[ ٢٠ دی ۱۳٩۳ ] [ ٥:٥٤ ‎ب.ظ ] [ تابان ] [ حرف دل () ]


خانواده فعال من :)

بابا کلی ورقه داره و با اونا مشغولههیپنوتیزم

مامان امتحاناتتشه و دائم داره میخونه (تو درس قبلی به دوره هم رسیده بوداز خود راضی)

من تو ایام شیرین فرجه ام و یه کارایی میکنم که عمرا تو تابستون به مغزم خطور کنهنیشخند

 

تو این دو،سه هفته انقده درگیریم که نگووووو

[ ٢٠ دی ۱۳٩۳ ] [ ٥:٤٦ ‎ب.ظ ] [ تابان ] [ حرف دل () ]


حقیقت وبلاگی

انگار پیرزن بدجنس دماغ زگیل داری در فضای وبلاگ نویسی کمی ماده «تنبلی در ثبت خاطرات» را پخش کرده که دست و دل خیلی ها به نوشتن نمیرود.

 

[ ٢٠ دی ۱۳٩۳ ] [ ٤:٤۳ ‎ب.ظ ] [ تابان ] [ حرف دل () ]